شمارهٔ ۲۸۲ - وله ایضا
ای ز گردون بشرف برده سبقوز عطارد بهنر برده گرو
در شب خطّ تو معنیّ دقیقگشت انگشت نما چون مه نو
اگرت ابر بهاری خوانمبمرنج از من و از جا بمرو
شاعران ژاژ چنین خود خایندتو از این معنی در تاب مشو
تو که ثابت تری از کوه چو خسمشو از هر بادی بیهده دو
نیک شو با من و اندر حق منبه بدی گفتن مفسد مگرو
وجه مرسوم من ار روشن نیستبر تو سهلست طریقش بشنو
بستان داس هلل از گردونپس بدان سنبله را سر بدرو
این چه بی رسمی و بی از رمیستکه فگندی ز فرازم در گو
جو پارینه و امسالینممی برد اشتر و بر تو به دو جو