شمارهٔ ۱۸۵ - وله ایضا
جهان صدرا لقای فرّخ توسعادت را ز بهر فال باید
کسی را کآرزوی خدمت تستفراوان مایه از اقبال باید
اگر تو در خور همّت کنی جودجهان از مال مالامال باید
فلک را از تو باید خواست تمکینگرش کاری به استقلال باید
خرد را گر تمنّای کمالستهم از ذات تو استکمال باید
سحرگاهان که بوی لطفت آیددلم بر عزم استقبال باید
کسی کو بحر خواند همّت توبسا کش از تو استخجال باید
اگر چه نیست وقت زحمت مننموداری ز وصف الحال باید
مرا چون تربیت آغاز کردیسر هر کار را دنبال باید
اگر کنه خلوص من ندانیبه احوال من استدلال باید
بزرگان را و ارباب کرم رانظر بر مردم بطّال باید
ز درگاه تو جز عجز و خلاقیتمرا تمییزی از عمال باید
ز تو چون دیگران را مال و جاهستمرا گر جاه نبود مال باید
زهر لطفی که با من پار کردیهمی اضعاف آن امسال باید
چو از من بازگیری شغل و مرسوممرا خرج خودو اطفال باید
اگر تفضیل معلومست وگر نیستهمم چیزی علی الاجمال باید