گنج

شمارهٔ ۱۸۱ - وله ایضا

امام ملّت و مفتیّ مشرق و مغرببیان کند که شریعت چه حکم فرماید
در آنکه شخصی از بهر دعوی شرعیخود و غریمی در مجلس قضا آید
بدست ظلم و تطاول یکی زنا اهلانغریم او را از وی به قهر بر باید
چو این تظلّم بر شاه شرع عرض کندز روی ضبط شریعت برو نبخشاید
بخواند او را واو با کمال ناجنسیعدول از نهج اعتراف ننماید
چو معترف شود و ملتزم که با آن شخصبر آنچه حکم شریعت بود نیفزاید
دو ماه بگذرد، این مدعّی بیچارهز گفتگوی و تقاضا زبان بفرساید
فزون ازین نبود حاصل تقاضاهاشکه او بچرب زبانی سرش بینداید
نه راز سینۀ او کس بگوش راه دهدنه کار بستۀ او هیچ خلق بگشاید
گه اضطراب کند، گه به عجز تن بنهدگهی خموش بود، گاه ژاژ میخاید
خدایگان شریعت چو حال می دانداگر ز نصرت مظلوم تن زند شاید؟