شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضا
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: یدبود۷ بیت
قدری شراب از رضیّ الّدین بخواستممیداد وعده مدّتهای مدید بود
ناگاه دوش وعدة خود را وفا نمودوالحق ز خرّمی شب من روز عید بود
دیدم غلامکی و یکی ظرف مختصروانگه چگونه مختصری نامفید بود
آبی به بوی گنده ولیکن به طعم بدبدرنگ همچو جرعۀ جام صدید بود
آغشته بد به دردی و خاشاک گفتییدر بول اسب ریزۀ سرکین ترید بود
گفتم همین زمان بر او باز برهلاگو این مروّت از کرم تو بعید بود
این بادۀ چنین ز بتر جای آورندگفتا آری از خم خواجه حمید بود