گنج

شمارهٔ ۱۵۲ - وله ایضا

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: امیکند۴ بیت
از رضی الملک الحق شرمساری حاصلستبس که اندر حقّ من لطف و کرم‌ها می‌کند
لیک تا فصل خزان آغاز دم سردی نهادگوییا کآن دم سرایت با تن ما می‌کند
در خوی خجلت غرق گردد سراپایم همیکز تو خادم‌زاده رسم خود تقاضا می‌کند
گرچه اندر خدمت تو این سخن جزوی بودگر تو دستوری دهی بگذارمش تا می‌کند