شمارهٔ ۱۲۹ - ایضا له
صدرا ز برای خدمت توگر بذل کنیم جان چه باشد؟
تا مدحت تست بر زبانمشیرین تر ازین زبان چه باشد؟
جز خصمی دولت تو کردنبدبختی جاودان چه باشد؟
بنیوش حکایتی که با آنصد قصّه و داستان چه باشد؟
مهمان من آمدند قومیوین بنده ز میهمان چه باشد؟
گر لاف زنم ز تیره روزیروشنتر ازین نشان چه باشد؟
افلاس و خمار و این حریفانزین بدتر در جهان چه باشد؟
سرد و ترش اندرین چنین جایالّا رخ میزبان چه باشد؟
ایشان همه در حدیث مطربانده مخور ای فلان چه باشد؟
بسیار فتد چنین زیانهاخرج دو سه قلتبان چه باشد؟
من عذر همی کنم که تان خودبر ذوق لب و دهان چه باشد؟
وز زیر دو لب همی کنم جنگکین محنت ناگهان چه باشد؟
تن در دادم چو در فتادمحاصل ز غم و فغان چه باشد؟
کردم کرم آنچه بود حاصلدر خانۀ مفلسان چه باشد؟
چون ظاهرم این بود تجمّلپیداست که در نهان چه باشد
نان نیز چو نانوا نیاردبر سفره و گرد خوان چه باشد؟
از گوشت حدیث بر ندارمدر کارد باستخوان چه باشد؟
ور نقل طلب کنند از منجز عربده آن زمان چه باشد؟
روشن ز میانه وجه باده استتا خود پس از ینمان چه باشد؟
در خشم مشو که این گران بینبفرست سبک، گران چه باشد؟
زنهار در آن مکن توقّفدر خورد توان آنچه باشد