شمارهٔ ۱۰۶ - ایضاً
صدر ملّت که دعا گویی تواز سر صدق و صفا باید کرد
هرکجال قهر تو پیشانی کردخصم را روی قفا باید کرد
بهر بوسیدن خاک در توچرخ را پشت دوتا باید کرد
تا سر انگشت تو بارنده بودخواهش از ابر چرا باید کرد؟
ابر را تا کف تو ناموزداو چه داند که عطا باید کرد؟
برامید دم خلقت ما راروی در روی صبا باید کرد
سرو را تربیت اهل هنرنیک دانی که ترا باید کرد
گرچه بی کار نبی ، یک ساعتنیز در کار خدا باید کرد
ورچه عالی نظری از سر لطفنظری هم سوی ما باید کرد
ماجرا ئیست دعا گوی تراکه بناچار ادا باید کرد
چون حیا مانع روزی آمدلاجرم ترک حیا باید کرد
چه حیا ترک حیات اولیترزآنکه مرسوم رها باید کرد
داده یی وعدۀ تشریف رهیلابد آن وعده وفا باید کرد
گر صوا بست همه ساله کنیورنه یکبار خطا باید کرد
وجه قرضی که مرا جمع شدستنیک دانم زکجا باید کرد
همه سر سبزی انعام تو بادکوشناسد که چها باید کرد
آن آینده ادا خود باشدآن بگذشته قضا باید کرد
من بانعام تو حاجتمندمحاجت بنده روا باید کرد