شمارهٔ ۵۵
سپیده دم بصبوحی شتاب باید کردپگاه دم قدحی پر شراب باید کرد
نه ذرّهایم که با آفتاب برخیزیمصبوح پیشتر از آفتاب باید کرد
نقاب شب ز رخ روز چون فرو کردندز آب بر رخ آتش نقاب باید کرد
درنگ مینکند دور چرخ در بد و نیکبه دورهای پیاپی شتاب باید کرد
مفّرح دل غمگین اگر همی سازیهم از شراب چو یاقوت ناب باید کرد
زمان خواب دراز از پس است حالی رابرای شادی دل ترک خواب باید کرد
چو روشنایی اندر خراب آبادستنهاد خویشتن از می خراب باید کرد
به بلفضول اگر عقل با طرب بچخدبسا تکینی با او خطاب باید کرد
چو آب زندگی از باده میشود روشنطراز عیش خود از کار آب باید کرد
ز گفت و گوی اگر در میانه نگریزدهم اختیار سرود و رباب باید کرد
وگر سماعی ازین هر دو خوشترت بایددعای صاحب عالی جناب باید کرد
سر صدور جهان فخردین که از در اوسعادت ابدی اکتساب باید کرد