گنج

شمارهٔ ۴۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رد۱۳ بیت
یار با ما وفا نخواهد کردبا خودم آشنا نخواهد کرد
نکند رای من وگر کند اوبخت من خودرها نخواهد کرد
خوبی و بد خویی چو همزادنداو ز همشان جدا نخواهد کرد
حاجت ما بروی خرّم اوستحاجت ما روا نخواهد کرد
عهد دارد که جز جفا نکندتا نگویی وفا نخواهد کرد
با چنان زلف و روی کو داردبر غمش دل قفا نخواهد کرد
تنگ شکّر گرش چه هست فراخزان نصیبی مرا نخواهد مرد
جانم امد بلب ز غصّه و اوبوسی از خود جدا نخواهد کرد
تا نیارد غمش برویم رویبر غم او قفا نخواهد کرد
در همه دور حسن خودکاریاز برای خدا نخواهد کرد
هست در دست من دعایی واورغبت اندر دعا نخواهد کرد
خود نداند که دولت خوبیتا قیامت بقا نخواهد کرد
چارۀ زرکنم که جز زر، کسچارۀ کار ما نخواهد کرد