شمارهٔ ۱۲۵
یاد باد آنکه حریفان همه با هم بودیمدوستانی که همه یک دل و محرم بودیم
نوحریفانی پاکیزه تر از قطرۀ آببر نشسته بگل و لاله چو شبنم بودیم
هر یکی عالمی از فضل و هنرمندی و بازفارغ از نیک و بد گردش عالم بودیم
هر کجا بستگیی بود کلیدش بودیمهر کجا خستگیی آمد مرهم بودیم
در لطافت همه چون باد صبا سست عناندر وفا کوه صفت ثابت و محکم بودیم
روز کوشش همه هم پشت جوانان بودیمشب خلوت همه یک رویه و همدم بودیم
حلقة زلف بتان رشک همی برد زماکه ز دلداری در بند دل هم بودیم
هر کجا پر هنری یا سخن آرایی بودبدل ایشان نزدیک تر از غم بودیم
آنچنان فارغ و آزاد بدیم از غم دلکه تو گفتی که نه از عالم آدم بودیم