گنج

شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظم

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: انباد۳۵ بیت
همیشه تازمین وآسمان بادشکوه پادشاه کامران باد
سرشاهان پناه تاجدارانکه ازملکش تمتّع جاودان باد
سرتیغش جهانراجان ستان شددم جان بخش اوجان جهان باد
زآب تیغ اوآتش برافروختز رای پیراودولت جوان باد
میان درخدمتش هرکونبنددچونیزه تارکش جای سنان باد
بمدح وآفرین دست و بازوشظفرچون خنجرش رطب اللّسان باد
بگاه گریه اشک چشم خصمشزبی آبی بشکل ناردان باد
چوکوزه چشم خصمش آبدانستچوکوره ازدهان آتش فشان باد
لقاطات زبان خامۀ اومیان اهل معنی داستان باد
سخارا جلوه گاه آن آستین استامل راتکیه گاه آن آستان باد
زبان تیغ اوچون ماجرا گفتسرخصمش بخرده درمیان باد
برایوان شرف درقصر دولتزتیغ هندی او پاسبان باد
زدست درفشانش روز بخششهمه روی زمین چون آسمان باد
هرآن گوهرکه لفظش باهم آوردپراکنده بسعی آن بنان باد
شکوه و زور بازوی معانیازآن کلک ضعیف ناتوان باد
عقود گوهر از دست و زبانشنثاردامن آخرزمان باد
حیات ملک ازآب خنجر اوستبجوی نصرت آب او روان باد
زباران کمانش خانۀ خصمزبر زیر و تهی همچون کمان باد
کسی راکزخلافش دل سبک شدعلاجش زان سرگرز گران باد
زبان دشمنش آغشته درخونچوپسته خون گرفته دردهان باد
کرم باعادت اوهمنشین استظفرباموکب اوهم عنان باد
جوانمردا ! شها ! پیروز بختا !بتوجان معانی شادمان باد
گرفته دامن گردون بدندانستاره درپی حکمت دوان باد
زبهرفکرتم بربام مدحتزچرخ هفت پایه نردبا ن باد
چراغ دولتت گیتی فروزستزلال لطف توآتش نشان باد
سخنهای تونورچشم فضلستثنایت گوهرتیغ زبان باد
سلیمانی وداری خاتم ملکبفرمان توجان انس وجان باد
دل ماکزتومالامال مهرستزمهرخاتمت بروی نشان باد
ریاض ملک راازدولت توهزاران بوستان دربوستان باد
ز روی دوستان وحلق خصمانشکفته ارغوان درارغوان باد
طراز جمله دیوانهای اشعارثنای خسروگیتی ستان باد
رهی گرچه دعاگویست ازدوردرآن حضرت بزودی مدح خوان باد
بسوی حضرتت دیوان بندهبهینه تحفه یی ازاصفهان باد
همیشه تا بود برچرخ انجمبقاء خسروصاحب قران باد
مدارآسمان وسیر اخترچنان کت آرزوباشد،چنان باد