گنج

شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحه

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارسم۲۷ بیت
صدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفتکآنجا مگر بقوّت پر دعا رسم
معذورم ار مقصّرم اندر ثنای توزان برگذشته یی که منت بر ثنا رسم
برآستانۀ تو ندانم که چون رسمچون بر فلک بدین همه رنج و عنا رسم؟
انکامه ییست گرم ز شکر عواطفتهر کوی و برزنی که من آنجا فرارسم؟
چون در ریاض خدمت تو نزهتی کنماول قدم ز راه بدولت گیا رسم
لطف شمایلت بربایم بقهر ازوگر من سپیده دم بنسیم صبا رسم
بر دست جود تو بدهم من سزای اوگرروز بخشش تو بحرص گدا رسم
این بیت لا محاله گران بود خود بوزنچون در مدایح تو بذکر عطا رسم
چون من کنم مقابلۀ مشک با خطتاز نسختش نخست بجز و خطا رسم
باشد مرا عزیمت سرحدّ مدح توروزی که در سخن بحد انتها رسم
در مجلسی که لطف تو بارهنر دهدچندان که من رسم بحدیث سخا رسم
حاضر زلال لطف تو و من زتشنگینزدیک آنکه، دور ز تو ، بر فنا رسم
سودای آن نمی پزم از آرزوی خامکز خوان دولت تو ببرگ و نوا رسم
خرسند گشته ام که ز گلزار لطف توحرمان رها کند که ببوی هوا رسم
نه پایۀ نخستین از با قدرتست؟گیرم که بر مدارج اوج سما رسم
در عهد بندگیّ تو هرجا که میروماوّل وفا و پس منش اندر قفارسم
سیمرغ وار گوشه نشینم نه چون مگسبنشینم از حریصی هر جا که فارسم
پرواز در هوای طمع کم کنم مبادکز دانه ی امید بدام بلا رسم
وقتی رسیده ام بزمین بوس حضرتتجان تازه گرددم چو بدان ماجرا رسم
اندیشه در معالی تو پست میشودپس چون طمع کنم که بقرب لقا رسم؟
گردن کشان بحضرت تو هم نمی رسندمن پیرسست، پای کشان تا کجا رسم؟
جایی که نوک نیزۀ خور بر نمی رسدمن چون بپای مردی چوب عصا رسم؟
صدرا تو اوج ملک و مرا جای در حضیضهیهات من کجا بخط استوا رسم؟
تو بر براق دولت و من خرسوار عجزدشوار من بگرد رکاب شما رسم
گیرم که جان بکندم و آیم بدرگهتدربان رها کند که بصدر سرا رسم؟
گوید مرا زبان سنانش که دورباشهرگه که بر در تو بنزد کیا رسم
عمرت دراز باد که من در پناه تودارم امید آنکه باومیدها رسم