شمارهٔ ۸ - برای نقش کردن بر دور سپر پادشاهی
پیش رخ شه نه سپر شد حجابپاره ابریست بر آفتاب
شاه جهان ثانی صاحبقرانیک سپر از اسلحه اش آسمان
بندگیش فخر سران دیارگوش همه چون سپر حلقه دار
تیغ بروی فلک افراختستکاهکشان دست سپر ساختست
در کف دریا کش مالک رقابتیغ و سپر آمده موج و حباب
پشت سپر بسکه بود گرم ازواز دم شمشیر نگردانده رو
برده اگر زرگر باغ و بهارخرده زر در سپر گل بکار
هر زر و گوهر که نهان داشت کاناین سپر آمد طبق عرض آن
دامن دریوزه گشادشت بازپیش کف همت عالم نواز
چرخ نوی آمده بر روی کارساخته بر محور ساعد مدار
گرچه فلک شکل و ملک خوی نیستکینه کش و کج رو و بیروی نیست
او فلک حادثه زا آمده استاین فلک دفع بلا آمده است
حفظ الهی سپر شاه بادچرخ سپر دار و هوا خواه باد