غزل شمارهٔ ۳۲۶
ریاض ملک را دیگر بهار دلگشا آمدبفرق دوست از نو سایه بال هما آمد
بروی ترکش اقبال تیر رفته برگشتهدعای مستجاب از آسمان حاجت روا آمد
ز گرد موکب اقبال چشم بخت روشن شدبباغ خاطر افسردگان آب بقا آمد
بهای سرمه با خاک سیه خواهد برابر شدچنین کز گرد راهت کاروان توتیا آمد
ازین کحل الجواهر قسمت من بیشتر بایدکه اندر راه او چشم امیدم چارتا آمد
مبارک رجعتت مستلزم صدگونه عشرت شدببین تا آمدی نوروز فیروز از قفا آمد
کلیم از باغ امیدت گل شادی بدامن کننهال خوشدلی را موسم نشو و نما آمد