گنج

شمارهٔ ۹۶۹

قافیه: اامامحسین۹ بیت
از آن دو لب چه گل کام می توان چیدنکه بوسه ای به صد ابرام می توان چیدن
به دامنی که بگسترده پرتو خورشیدعرق از آن رخ گلفام می توان چیدن
از آنکه رتبهٔ پابوسی ترا دریافتچه بوسه ها ز لب بام می توان چیدن
پیاله گیر که از نخل سرکش میناگل نشاط به هر جام می توان چیدن
ز نخل بندی آه سحر مشو غافلاز این نهال گل کام می توان چیدن
تو مست ناز به گرمابه ای که تن شوییگل مراد زگلجام می توان چیدن
ز حسن خلق به دست آر دامن مقصودکز این بهشت گل کام می توان چیدن
اگرچه مشرب ما دشمن سخن چینی استولی ز لعل تو خود کام می توان چیدن
ز خلد وسعت مشرب میا برون جویاکزین چمن گل آرام می توان چیدن