شمارهٔ ۹۵۸
پنهان تراست ساعد سیمین در آستینیا جا گرفته دستهٔ نسرین در آستین
در هجر نوگلی ست دو منقار عندلیبما را هزار نالهٔ رنگین در آستین
از یاد لطف و قهر تو مینا صفت مراستبا جوش خنده گریهٔ خونین در آستین
موج شکست نام خدا خوشنما بوداز زلف عنبرین تو چون چین در آستین
چون شاخ ناشکفتهٔ گل در گریستندارم هزار دیدهٔ خونین در آستین
جویا مخور فریب کهن زال آسماندارد دو صد کرشمهٔ شیرین در آستین