شمارهٔ ۹۵
گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ماشد پردهٔ بیابان قفل در دل ما
از خاک مقصد ما چون گرد درد خیزدباشد ز پردهٔ دل دامان منزل ما
امروز تخم اشکی مژگان ما نیفشانداتی همنشین چه پرسی فردا ز حاصل ما
آیم ز بزم بیرون همچون شرر ز خاراسنگین ز بار غم شد از بسکه محفل ما
شبهای وصل جویا از درد هجر نالمشرم نگه برویش گردید حایل ما