شمارهٔ ۹۲۸
طاقتم طاقست یاران! یار می خواهد دلمیار می خواهد دلم، بسیار می خواهد دلم
ساقیا گرد سرت پیمانه را سرشار کنبیدماغم مستی سرشار می خواهد دلم
جام عیش اهل ظاهر سخت بی کیفیت استجرعه ای از بادهٔ اسرار می خواهد دلم
بی نصیب از کاوکاو خار حسرت باد اگربی تو گل بر گشوهٔ دستار می خواهد دلم
ساقی امشب بر سر خود زن گل پیمانه راساغر لبریز استغفار می خواهد دلم
در خور عقلست جویا رنج اهل روزگارراحتی چون صورت دیوار می خواهد دلم