شمارهٔ ۹۲۰
چون آینه بر روی تو مدهوش نگاهمبیخود شدهٔ ساغر سر جوش نگاهم
باز آی که چون شمع بود تا به سحر بازدر راه تو بر ششجهت آغوش نگاهم
شبنم صفت از فیض سبکباری تجریددر راه تماشای تو همدوش نگاهم
دور از گل رخسار تو بر عرش برین شدصد رنگ فغان از لب خاموش نگاهم
مالید نگاه تو به نیروی تغافلبا پنجهٔ مژگان حیاگوش نگاهم
امروز نظر یافتهٔ پیر مغانمکز نرگس مست تو قدح نوش نگاهم
جویا دم نظارهٔ دیدار ز بس شوقدل را بر از سینه برون جوش نگاهم