گنج

شمارهٔ ۹۱۳

قافیه: ام۸ بیت
شبی کز یاد آن مه بر جگر دندان بیفشارمچکد از دیده ام سیاره چون مژگان بیفشارم
سرم چون جاده باشد در کنار دامن منزلاگر پا در طریق طاعت یزدان بیفشارم
کم از معنی ندانند اهل معنی لفظ رنگین رابه بر جسم لطیفش را به شوق جان بیفشارم
مرا با پنجهٔ سنگین دلی افشرده ای چندانترا در خلوت آغوش صد چندان بیفشارم
به بزم امتحان چون دست عجزم پنجه ور گرددتوانم بیضهٔ فولاد را آسان بیفشارم
من تر دامن از فیض ولای ساقی کوثرنشانم آتش صد دوزخ ار دامان بیفشارم
مذاقم کامیاب لقمهٔ بی شبه می گردددمی کز جور گردون بر جگر دندان بیفشارم
زمین چون آسمان جویا به رقص شوق می آیددل خود را اگر در ساغر دوران بیفشارم