گنج

شمارهٔ ۹۰۴

تا نهاد آن مست رنگین جلوه پا در کلبه امبال طاؤسیست هر موج هوا در کلبه ام
از بناگوشی ز بس سامان فیض اندوختمموج مهتاب است فرش بوریا در کلبه ام
یاد رخسار تو زنگ کلفت از دل می بردخاکروبی می کند موج صفا در کلبه ام