گنج

شمارهٔ ۸۵۳

قافیه: م۶ بیت
خوش آن دم کز جفایش خوشدلی بنیاد می‌کردمبه این افسون دلش را مایل بیداد می‌کردم
چسان بینم به دام طره‌ات آن مرغ دل‌ها راکه بر گرد تو می‌گرداندم و آزاد می‌کردم
ز چشمش می‌گرفتم گاه دل گه باز می‌دادمنگاهش را به علم دلبری استاد می‌کردم
چو می‌دیدم دلش را مایل بی‌تابی عاشقبه اندک جور او دانسته صد فریاد می‌کردم
به بزم حیرتم طعن خموشی می‌زند سوسناگر من هم زبان می‌داشتم فریاد می‌کردم
نه امروزی‌ست این بی‌تابی‌ام جویا که چون جوهرپرافشانی میان بیضهٔ فولاد می‌کردم