شمارهٔ ۸۴۷
بسکه با سامان شد از حسن ملیحی دیدنمبر کباب دل نمک پاشد نگه دزدیدنم
آه کز غم در شب هجران او فریاد رانالهٔ زنجیر می سازد به خود پیچیدنم
هر دو عالم کفهٔ میزان سزد قدر مراعقل کل از روی دقت خواهد ار سنجیدنم
گر به قدر شوق جانان جسم را سامان دهندمی شکافد نه فلک را چون قفس بالیدنم
خاطر افسرده ام جویا محیط عالم استدهر را ماتم سرایی می کند رنجیدنم