گنج

شمارهٔ ۸۲۴

قافیه: یدهام۷ بیت
در راه تو گه جان و گهی سر بفشانیمآن چیز که داریم میسر بفشانیم
چون نخل که آبی خورد و میوه دهد باراز هر ستانیم نکوتر بفشانیم
ما ابر بهاریم که از همت سرشارگیریم دمی آبی و گوهر بفشانیم
دیگر ز زمین جز گل خورشید نرویدبر خاک چو درد ته ساغر بفشانیم
از موج سرشکی که نهان در جگر ماستبر زخم دل غم زده نشتر بفشانیم
آنیم که در گریه به هر چشم فشردنلخت جگری از مژهٔ تر بفشانیم
زین آتش پنهان که بود در جگر ماجویا! چه سرشک؟ از مژه اخگر بفشانیم!!‏