گنج

شمارهٔ ۸۰۹

قافیه: انیم۵ بیت
چو گل ز فیض صبوحی پر است جام جمالبه یک پیاله می از صاف رنگ مالامال
ز بد مجوی بجز فتنه چون بیابد دستزبان شورش زنبور نیست غیر از بال
چنین که سوز غمش در سر تماشاییستتو گویی از لب هر بام سرزده تبخال
چو غنچه کیسهٔ لب بستگان تهی نبودبه فکر زر مخروش و برای مال منال
ز جنبش مژه چشمش به گفتگو آمدچه نکته ها که ادا کرده با زبان خیال