شمارهٔ ۸۰۵
حسن صدا از آن دهن غنچه فام تنگچون معنی لطیف بود در کلام تنگ
گل گل نموده عارضش از حلقه های زلفچون جلوهٔ ستاره به هنگام شام ننگ
پیوسته باشدم به قفا چشم انتظارسوزن صفت از آن سپرم ره به گام تنگ
چون با دل اهتزاز گشاید اسیر چرخیارب کسی مباد گرفتارم دام تنگ
شد رخنه رخنه سینه ام از یاد ابروشجویا به تیغ تیز شکافد نیام تنگ