گنج

شمارهٔ ۸۰

قافیه: را۱۲ بیت
حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط رادل دید و پسندیدهٔ خط را
چندین چه زنی آب طراوت به رخ از میبیدار مکن سیزهٔ خوابیدهٔ خط را
هرچند به رنگینی لعل تو فزایددیدن نتوانم لب پوشیدهٔ خط را
عزم سفری در دلش افتاده که برزدحسنت به میان دامن برچیدهٔ خط را
گوید که شکست همه از پهلوی حسن استجویا بشنو معنی پیچیدهٔ خط را
بود خطر زبداندیشی اول اعدا رارسد شکست نخستین زموج دریا را
بجز زبان که به تحریک او لبت بگشودکلید قفل ندیده است کس معما را
به آرزوی بر و ناف او دلم خوش بودخدا علاج کند شوخی تمنا را
ز ناله های نهانی دلم تسلی بودکنون چه چاره کنم خامشی رسوا را
دمی که شد رم ماگرم دشت پیماییبه چشم مور نهان ساختیم صحرا را
به خاک کوی تو نقشم نشسته است درستز دست چون اثر داغ کی دهم جا را
امید هست که جویا چو شانه دست به دستبه چنگ آورم آن طرهٔ سمنسا را