گنج

شمارهٔ ۷۸۲

قافیه: اکردعشق۷ بیت
بهره از یاری یاری نیستشهر که طبع بردباری نیستش
هر که دل در زلف یاری نیستشیک سر مو اعتباری نیستش
هر که ترک بندگی کرده شعارگوئیا پروردگاری نیستش
شاهد دنیا جمالش دلرباستلیک رنگ اعتباری نیستش
بوی خامیش از کباب دل نرفتآنکه آه شعله باری نیستش
بی نصیب از کاو کاو آنمژه استهر که در دل خارخاری نیستش
مشت خاکم ما بباد آه رفتبر دل از جویا غباری نیستش