گنج

شمارهٔ ۷۵

قافیه: انیمرا۷ بیت
کی زر دنیا برآرد پریشانی مراگشته جزو تن چو گل تشریف عریانی مرا
دامن آلوده شست اشک پشیمانی مراحاصل از تر دامنی شد پاکدامانی مرا
مانع جودم نمی گردد تهی دستی که هستهر مژه دست دگر در گوهر افشانی مرا
جای از بس داده ام در سر هوای عشق راتختهٔ مشق جنون شد لوح پیشانی مرا
تا به کی باشم به بند عیب پوشیهای خلقچشم بستن چون نگه کرده است زندانی مرا
شد دل از فیض شکستن آشنای بحر وصلچون حباب آخر عمارت کرد ویرانی مرا
تنگ گیرد گر چنین گردون دون بر بیدلاندور دامانش کند جویا گریبانی مرا