گنج

شمارهٔ ۷۴۷

به سیر باغ خرامان شد آن نگار امروزچه مایه فیض که اندوخت نوبهار امروز
دلم زدیدنش آبی که خورده بود امشبفرو چکید زمژگان اشکبار امروز
بود زجوش تر و تازگی به روی هواچو خرده های گل آتشین شرار امروز
به رنگ جوهر تیغ از وفور حیرانی استکه پیچ و تاب دلم مانده برقرار امروز