شمارهٔ ۷۲۶
نباشد غیر عشق نیکوانم پیشهٔ دیگربه غیر از وصل خوبانم به دل اندیشهٔ دیگر
بجز فکر وصال او که یارب باد روزافزونبه وصل او که نبود در دلم اندیشهٔ دیگر
اگر از تهمت یک شیشهٔ می محتسب ترسیتوانم بر تو بستن هر نفس صد شیشهٔ دیگر
جهان باشد چراگاه غزالان هوس جویابود ماوای ما شیران همت بیشهٔ دیگر