گنج

شمارهٔ ۷۱۵

قافیه: ر۵ بیت
بی ذکر تو نیکو نبود پیشهٔ دیگربی فکر تو باطل بود اندیشهٔ دیگر
صهبای مجازم ندهد نشئه که باشدکیفیت مستان تو از شیشهٔ دیگر
کی قطع نظر از تو توانم که دواندستاز هر مژه چشمت به دلم ریشهٔ دیگر
لبریز خیال تو ز بس گشته، نگنجددر غمکدهٔ سینه ام اندیشهٔ دیگر
ناخن گره از کار تو جویا نگشایدبر سینه قوی تر زن از این تیشهٔ دیگر