گنج

شمارهٔ ۶۹۱

قافیه: انشد۵ بیت
قهقهه خنده مرا در غم او ناله بودجام سرشار به لب ساغر تبخاله بود
نه همین اشک به چشمم شده چون آینه خشکآه در دل گره از بیم تو چون لاله بود
دل که در حلقهٔ سرگشتگی آمد به کمندمرکز دایرهٔ شعلهٔ جواله بود
کی رسد بی مدد عشق به جایی فریادتپش سینه و دل باد و پر ناله بود
همچو طاؤس که جویا دمش افزوده به حسنزینت سرمهٔ آن چشم زدنباله بود