گنج

شمارهٔ ۶۴۷

قافیه: اریختند۸ بیت
گل به آن روی نکو می ماندمل به لعل لب او می ماند
ماه اگر ماه شب چارده استبی کم و کاست به او می ماند
ستم و جور بمن می گذردبه تو ای عربده جو می ماند
باده تر طیب دماغم نکندسر خشکم بکدو می ماند
ساغر می چو لبالب باشدبه تو ای آینه رو می ماند
جوهر تیغ ستم در کف چرخکی به آن پیچش مو می ماند
رفتم از سیر گل و غنچه ز دستاین بجام آن به سبو می ماند
مژه بر دور دو چشمم جویابه کنار لب جو می ماند