گنج

شمارهٔ ۶۴۴

قافیه: انشود۵ بیت
ز روز حشر شهید ترا چه بیم بوددر دو لخت بهشت از دل دو نیم بود
به روی لالهٔ داغ درون بغلتد آهچو صحن باغ که جولانگه نسیم بود
کناره جوی مباش از شعار اهل کرمکز این میان چو شوی کار باکریم بود
کدام درد بود سخت تر ز بیدردیدل صحیح بر عاشقان سقیم بود
همین سلامت نفس از خدا طلب جویاکه روز حشر سوال از دل سلیم بود