گنج

شمارهٔ ۶۲۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رهاهمیدهند۷ بیت
زخم دلم چو غنچه فراهم نمی شودممنون چرب نرمی مرهم نمی شود
از منعمی بخواه که هر چند می دهدهیچ از خزانهٔ کرمش کم نمی شود
زاهد، به حسن خلق، گرفتم فرشته شداما هزار حیف که آدم نمی شود
با آنکه هست بر دل سنگین بنای اوهرگز اساس عهد تو محکم نمی شود
صبحی نشد که جانب خورشید عارضتچشمم روان چو دیدهٔ شبنم نمی شود
بتوان عیار مرد گرفت از فروتنیشمشیر اصیل تا نبود خم نمی شود
اعجاز حسن بین که زگلزار عارضشجویا به چیدن تو گلی کم نمی شود