گنج

شمارهٔ ۶۰۱

باز دل زآتش سودای تو درمی گیردسوختن شمع صفت باز ز سر می گیرد
صبح پیری بصد آیین جوانی باشددر خزان گلشن ما رنگ دگر می گیرد