گنج

شمارهٔ ۶۰۰

شوخی ات چون شیوهٔ عاشقکشی بنیاد کردفتنه را چشم تو سرخیل صف بیداد کرد
می کنم جا در دل سنگین به زور عاجزیبازوی ضعفم تواند کار صد فرهاد کرد