شمارهٔ ۶
ای به قربان تو گردند کمان ابروهاگردش چشم تو تعلیم رم آهوها
تا به کی در نظرت جلوهٔ صورت باشدحسن معنی نگر از آینهٔ زانوها
پرتو افکن بود از مهر رخت بسکه دلماستخوان همچو مه نو شده در پهلوها
حلقهٔ چشم تو دام ره خوبان باشدسر نپیچند ز حکم نگهت آهوها
بحر عشق است میندیش که دارد جویاموج سان همت دل تقویت بازوها