شمارهٔ ۵۸۴
بی تو دل در خوردن غم مرغ آتشخوار بوددر گلو ما را نفس چون ناله در منقار بود
پی به خود نابرده در تن پروری عمرت گذشتبود اگر گنجی نهان در زیر این دیوار بود
موجهٔ دریای رحمت در نظر آمد مراجنبش هر لب که در تکرار استغفار بود
توبه اش مقبول حق بی ذکر استغفار شدهر کرا شرم گنه مهر لب اظهار بود