شمارهٔ ۵۷۴
میرود ظلمت چو خورشید از کمین پیدا شودغم نهان گردد چو آن نازآفرین پیدا شود
در رم گم شد دل از همراهی سیل سرشکعاقبت در کوچه بند آستین پیدا شود
شبنمی را کی بود تاب فروغ آفتابمحو گردم هر کجا آن مه جبین پیدا شود
ظلمت کلفت برد جویا زدل از یک نگاهشمع من چون با عذار آتشین پیدا شود