گنج

شمارهٔ ۵۷۰

قافیه: ونبیروننمیاید۴ بیت
از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنندروشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند
با درد و غم کسی که نه امروز صبر کردفردا به جام صاف امیدش می کنند
دیوانه ای که شسته زامید و بیم دستپابند دام وعد وعیدش نمی کنند
جویا چو گل کسی که دهانش دریده نیستمحروم بزم گفت و شنیدش نمی کنند