شمارهٔ ۵۶۶
زورآوران که پنجهٔ افلاک می برنددر کاسهٔ امل چه به جز خاک می برند
آنانکه شبنم گل شب زنده داری اندفیض سحر به دیدهٔ نمناک می برند
آنجا که نوش داروی شادی دهند سازالبته نسخه از ورق تاک می برند
پروانه طینتان که به شمع یقین رسندبال پرش ز شعلهٔ ادراک می برند
مردان به روی خاک سربندگی نهندزان پیشتر که سر به ته خاک می برند
آیینه خاطران که به روی تو واله اندبس فیضها که از نظر پاک می برند
در زیر خاک واصل دریای رحمت اندآنانکه چون حباب دل پاک می برند
از بهر قوت وقت سرانجام راه رارشندلان ز شعلهٔ ادراک می برند