شمارهٔ ۵۵۸
دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کندکاندیشهٔ شکار هما با مگس کند
با یاد عارض تو اسیری که دل خوش استپیوسته سیر گل ز شکاف قفس کند
شاید تواندش قفس مرغ ناله شددل را چو رخنه رخنه کسی چون جرس کند
بوسی اگر در اول مستی دهد زلطفما را به کام دل ثمر پیش رس کند