گنج

شمارهٔ ۵۵۶

نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشدکه گل را عارض زلفش شراب رنگ و بو بخشد
اگر ساقی نگاه اوست مستان زندگانی کنخدا جرم سیه کاران به چشم مست او بخشد
فلک جولان شوم در بیخودی از ساغر لطفششررواری اگر سرگرمی ام آن شعله خو بخشد
به رنگ چشم مست یار خواهم نکته سنجان راخدا در شعر پردازی زبان گفتگو بخشد
زلطف حضرت شاه خراسان چشم آن دارمکه جویا را ز فیض خاک مشهد آبرو بخشد