شمارهٔ ۵۰۹
آه از لب چون شکر خوبان سمرقندکش نیشکر قامتشان راست ثمرقند
از لطف مزاجی که تو داری، نپسندیاز شیرهٔ جان ریخته باشند اگر قند
نبود نمک چشم تو با دیدهٔ بادامحاشا که بود چاشنی لعل تو در قند
شیرینی گفتار وی از پهلوی لبهاستآری به عمل آمده جویا ز شکر، قند