گنج

شمارهٔ ۴۸۴

قافیه: یرمیاید۶ بیت
بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بوددل مرا در تشت آتش همچو داغ لاله بود
دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدمشب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود
تا به گرد خویش می گشتم به جست و جوی یاراز خود آغوشم تهی چون شعلهٔ جواله بود
شب چو شمع بزم تا در حلقهٔ مستان شدیدور صهبا ماه رخسار ترا چون هاله بود
در شب هجران او از بسکه عیشم می گزدبر لبم هر قطرهٔ می سوزش تبخاله بود
شب که جویا خاطرم افسرده بود از جور یارتا به مژگان می رسید از دل سرشکم ژاله بود