گنج

شمارهٔ ۴۷۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اممیپیچد۶ بیت
شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بودیک بغل نور چو فانوس در آغوشم بود
ابر رحمت شد و بارید به دل مایهٔ فیضگوهر چند که از لعل تو در گوشم بود
آنچه مینای فلک ریخت به پیمانهٔ مهربی تکلف نمی از ساغر سر جوشم بود
شکر کز عشق سبکبار تعلق شده امآرزو کوه گرانی به سر دوشم بود
چون ز خود در ره بی پا و سری می رفتمبیشتر نالهٔ نی راه زن هوشم بود
شود در گنبد گردون شب هجران جویاتا سحرگه زفغان لب خاموشم بود