گنج

شمارهٔ ۴۵۹

کردی چو کباب ستم عشوه گری چندیابی نمک گریهٔ خونین جگری چند
در راه تمنای تو بی پا و سری چنداز دیده برون ریخته لخت جگری چند
بشکن قفس سینه و بر باد ده ای آهاز لخت جگر لاله صفت بال و پری چند
از فطرت عالی بدافلاک نگویمحیف است کنم شکوهٔ بی پا و سری چند
ای مرغ نگه بی رخ او گرم طپش باشبر باد ده از پلک و مژه بال و پری چند
فریاد که در هند سیه بختی هجرانمویی شده ام از غم نازک کمری چند
در مدرسهٔ عشق تو شاگرد جنون استاز پیر خرد یافته جویا نظری چند