گنج

شمارهٔ ۴۳۶

قافیه: اناید۶ بیت
باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شدداغ دل چون ماه از پهلوی مهرت تازه شد
می شود حاصل تمامی بعد تحصیل کمالخط کتاب حسن او را رشتهٔ شیرازه شد
گرنه از می تیغ او را آبگیری کرده اندهمچو گل زخمم چرا لبریز از خمیازه شد
همچو آن شمعی که روشن گردد از شمع دگربر تنم هر داغ از پهلوی داغی تازه شد
هیچ رنگی برنتابد از لطافت حسن اونکهت گل می تواند بر عذارش غازه شد
دور ازو چون غنچهٔ پنهان میان لاله زاردل مرا جویا نهان در داغ بی اندازه شد